عشق بیداد من
باختن یعنی لحظه عشق
جان سرزمین یعنی یعنی
زندگی پاک من عشق لیلی و
قمار مجنون
در عشق یعنی ... شدن
ساختن عشق
دل یعنی
کلبه وامق و
یعنی عذرا
عشق شدن
من عشق
زمان آیندهی یعنی
کودک مسجد
یعنی الاقصی
عشق من
عشق آمیختن افروختن
یعنی به هم عشق سوختن
چشمهای یکجا یعنی کردن
پر ز و غم دردهای گریه
خون/ درد بیشمار
عشق من
یعنی الاسرار
کلبه مخزن
اسرار یعنی
عشق
برچسب:
نویسنده: یوسف خلیلی
برچسب:
نویسنده: یوسف خلیلی
یکی از نشانه های عشق حقیقی آن است که به تو عشق ورزند بدون اینکه شایستگی اش را داشته باشی. اگر زنی به من بگوید عاشق توام چون روشنفکری، محترم هستی، برایم هدیه می خری و ظرف ها را هم خوب می شویی، مرا ناامید کرده. چنین عشقی بیشتر عملی خودپسندانه به نظر می رسد. چقدر دلپذیر است که بشنوی من دیوانه ی توام، هرچند که روشنفکر و محترم نباشی. حتی اگر دروغگو، حرامزاده و خودبین باشی. #❤️
برچسب:
نویسنده: یوسف خلیلی
وقتــــے ^ √ " قرتـــے " شــده ☜ شـــاخ √ " هــــرزه " شــده ☜ داف √ " عشـــق " شـــده ☜ خــاص √ " لاشـــے " شـــده ☜ داش √ " تفریـح " شـــده ☜ لــاس √ خریـــت محضـــہ بہ ☜ " هر کســے " اعتـــماد کنـــے √✔ " تنہــــایے " پرچمــــش بالــاس √√ +*****✘خــٰاص واســــه اُســــکــلاس✘ ☜ ◇◆مَـشـتــی بـٰاش◆◇ ✘بــــه هَــــر اسکولے میــرســے✘ ☜ سَــریـع نــگـــو ✘با مـــن بـاش بـا مــــن بـاش✘ ☜ ◇◆یکمم ســنگــیـن بـاش◆◇ سلامتـے هر چے رفیق با مرام
برچسب:
نویسنده: یوسف خلیلی
آخرِ پاییز نزدیک شد و همه دم میزنند از شمردن جوجه ها!!! اما تو بشمار... تعداد دل هایی را که به دست آورده ای....! بشمار تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشانده ای...! بشمار تعداد اشک هایی که از سر شوق و یا غم ریخته ای...! فصل زردی بود اما تو چقدر سبز بودی...! نگران جوجه ها هم نباش آن ها را بعدا با هم میشماریم... و در آخر... " امیدوارم همه ی لحظه های خاتمهی پاییزت پر از خش خش آرزو های قشنگ باشد.
برچسب:
نویسنده: یوسف خلیلی
آدمها فکر میکنند اگر یک بارِ دیگر متولد شوند، جورِ دیگری زندگی میکنند، شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود. فکر میکنند میتوانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بینقص! اما حقیقت ندارد. اگر ما جسارت طورِ دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، اگر آدم ساختن بودیم، از همین جای زندگیمان به بعد را مىساختيم. # آنتوان_دوسنت_اگزوپری
برچسب:
نویسنده: یوسف خلیلی
برچسب:
نویسنده: یوسف خلیلی
آخرِ پاییز نزدیک شد و همه دم میزنند از شمردن جوجه ها!!! اما تو بشمار... تعداد دل هایی را که به دست آورده ای....! بشمار تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشانده ای...! بشمار تعداد اشک هایی که از سر شوق و یا غم ریخته ای...! فصل زردی بود اما تو چقدر سبز بودی...! نگران جوجه ها هم نباش آن ها را بعدا با هم میشماریم... و در آخر... " امیدوارم همه ی لحظه های پایانی پاییزت پر از خش خش آرزو های قشنگ باشد.
برچسب:
نویسنده: یوسف خلیلی
آدمها فکر میکنند اگر یک بارِ دیگر متولد شوند، جورِ دیگری زندگی میکنند، شاد و خوشبخت و کم اشتباه خواهند بود. فکر میکنند میتوانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بینقص! اما حقیقت ندارد. اگر ما جسارت طورِ دیگری زندگی کردن را داشتیم، اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم، اگر آدم ساختن بودیم، از همین جای زندگیمان به بعد را مىساختيم.
# آنتوان_دوسنت_اگزوپری
برچسب:
نویسنده: یوسف خلیلی
برچسب:
نویسنده: یوسف خلیلی